سوالی پرسیده شده با این مضمون :
"سلام
من متيرا هستم . 19 ساله و دانشجوي روانشناسي يکي از دانشگاه هاي تهران .
چند مطلب درمورد زنان در وبلاگ شما خوندم . با توجه به طرح برخورد نيروي انتظامي با بد حجابي در جامعه ، علي رغم اينکه اعتقاداتي دارم اما به چند دليل ضرورتي براي اين برنامه نمي بينم و حرکتي ناپسند مي دونم .
اگر در کشور ما داشتن حجاب يک قانون هست ، مي تونه در بعضي کشورها بي حجابي يک قانون باشه و اگر مخالفت با حجاب در تضاد با آزادي هست پس مقابله با بي حجابي هم در کشور ما در تضاد با آزادي است .
من فکر مي کنم در جامعه اي که حجاب اجباري باشه نگاه جنسيتي به زن بيشتر صورت مي گيره ولي در کشورهايي که زنان بي حجاب با لباس ساده ظاهر مي شن کمتر جلب توجه مي کنند . خود نمايي هميشه در بي حجابي نيست .
به نظر من دخالت در پوشش افراد ورود به حريم خصوصي اون هاست که حکومت نبايد در اون دخالت کنه . و به طور کلي حجاب اجباري با آزادي هر فرد انساني منافات داره .
ممنونم که نامه ام رو خونديد
ميترا"
اکنون پاسخ :
1) بحث راجع به حجاب را می توان به دو دسته فقهی و فلسفی تقسیم کرد :
- فقهی : در قرآن خداوند از پیامبر (ص) می خواهد زنان مومن را به حجاب فرا خواند (پاکدامنی و آشکار نساختن زینت جز آنچه قهرا ظاهر می شود جز برای محارم). سوره نور آیه 31
همچنین در سوره احزاب آیه 32 و 33 - خداوند همسران پیامبر (ص) را خطاب قرار می دهد که شما دارای مقام بالاتری هستید اگر تقوا پیشه کنید. سپس آنها را از سخن گفتن نرم و نازک با مردان نهی می کند و همچنین از آرایش کردن در بیرون از خانه که آن را رسمی از دوران جاهلیت می داند.
در واقع این توصیه های قرآن همان پیامدهای مفهوم تقوی است که بر همه ایمان آورندگان حقیقی واجب شده است : یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله حق تقاته و لاتموتن الا و انتم مسلمون (آیه 102 سوره آل عمران).
پس شما اگر مسلمانید، تکلیفتان در پیشگاه خدا مشخص است. اینچنین که از این آیات بر می آید این موضوع حق الله است.
آزادی در اطاعت از خداوند است ولی آن مفهوم آزادی که شما مورد نظر دارید، آزادی را لاقیدی از دستورات خداوند می داند. آیا می شوند از قید خالق زنده و پاینده آزاد بود؟! اگر به خدا ایمان دارید، لازمه این ایمان محبت به خدا و لازمه آن اطاعت از خداوند است وگرنه قلبا کافرید.
- فلسفی : این بخش را من با استفاده از اطلاعات ناقصم خدمت شما عرض می کنم. در جامعه ای که زنان بدون پوشش در آن حاضرند، به واسطه وجود غریزه جنسی که در آقایان و خانم ها وجود دارد، حواس مرد و زن به جای توجه به فعالیت ها روزانه به طور طبیعی متوجه غرائز شده و باعث ایجاد هرزگی جنسی می شود.
اولین پیامد هرزگی جنسی پاشیدن نهاد خانواده در جامعه است. این موضوع در کشورهای غربی امروزه اتفاق افتاده است.
پس از مدتی رابطه جنسی عادی شده و دیگر شهوت برانگیز نخواهد بود (همان استدلالی که مخالفان حجاب می کنند و می گویند برای جامعه عادی می شود و لذا اشکالی ندارد).
این مسئله سه اشکال ایجاد می کند. اول آنکه خطر بقای نسل انسان به وجود می آید. همانطور که امروزه رشد جمعیت در غرب منفی است. دوم آنکه به دلیل میل تنوع طلبی، انسان به سراغ گونه های دیگر آمیزش می رود : همجنس بازی (که متاسفانه امروز در غرب عادی شده و حتی ازدواج با این عنوان قانونی شده است) - آمیزش های جمعی - آمیزش های غیرطبیعی با محارم (که آثار ژنتیکی نابهنجاری به جای می گذارد) و ... . کم کم بشر به جای اینکه فکر کند و به خدا برسد غرق در شهوت جنسی می شود و تمام زندگی اش را روی این مسئله می گذارد.
سوم متولد شدن فرزندان بی والد است. این مسئله نیز به وضوح در غرب اتفاق افتاده است.
از هم پاشیدن بنیان خانواده ها در ایران که امروز پس از چند سالی به دلیل بی حجابی و بدحجابی با آن روبروییم آثار منفی روانی در پی دارد. اول اینکه خانواده محیط آرامش بخش برای انسان است و یک جامعه ی کوچک است. با از بین رفتن خانواده فرآیند جمعی زیستن دشوار تر می شود و حکومت های مجبور می شوند که با ساختن نهادهایی آن را جبران کنند ولی جبران شدنی نیست. امروز آمار خودکشی و بیماری های روانی در غرب بالاست. در نهایت زندگی جمعی بشر به خطر می افتد و نوع بشر منقرض می شود.
حال مشاهده می کنید بی حجابی چه زیان و فاجعه ای را برای بشر به بار می آورد؟! آیا بهتر نیست که زیبایی خود را تنها برای محارم خود به نمایش بگذارید و آن را به صحنه جامعه نیاورید؟!
سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر
